گاهی اوقات از زبانآموزان دیگر میشنیدم که از همان اوائل کار هیچ مشکلی در شنیدن و درکِ زبان جدید نداشتهاند.
ولی من داشتهام.
بعضی از زبانآموزان میگفتند که بعد از مدتی تمرین کردن «قلق آن را به دست آوردهاند.» بعد از آن شنیدن و فهمیدن زبان جدید برای آنها هیچ مشکلی نداشت.
من این مشکل را هم داشتم.
در تلاشم برای یاد گرفتن زبان، یادگیری شنیدن سخت و طولانی و دردناک بود. اگر بگویم که دو قدم به جلو و یک قدم به عقب میرفتم کم گفتهام. انگار که دو سانت جلو میرفتم و باز دو قدم برمیگشتم؛ بعد از دو ماه، نیم قدم به جلو میرفتم و بعد کنار میکشیدم. کلا خیلی سخت بود!
درنهایت، فهمیدم که چرا شنیدن تا این حد برای من سخت بوده است: درواقع همهی تلاش من برای شنیدن اشتباه بود.
در ادامهی این مطلب، با فعالیتی آشنا میشوید که بیشتر زبانآموزان (از جمله خودم) برای یادگیری شنیدن انجام میدهند. و بعد توضیح میدهم که چرا این تمرین خوبی نیست، و سه تمرین دیگر را معرفی میکنم که میتوانند خیلی کارآمدتر و مفیدتر باشند.
اگر شما هم مثل من برای شنیدن زبان جدید به مشکل برخوردهاید، میتوانید در چند قدم مشکل خود را حل کنید.
قبل از اینکه به این روشها بپردازم، میخواهم داستان یک لحظهی دردناک را تعریف کنم که هیچوقت آن را فراموش نمیکنم.
مهارت reading...ما را در سایت مهارت reading دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 65